- چلو صفی افتوه ر مگه تو دو قال دری- چلو صافي به آفتابه مي گويد تو دوسوراخ داري- كسي كه به دنبال عيب جويي از ديگران است در حالي كه خودش عيب هاي زيادي دارد  

 

-اگر شوم مبو اول نماشم مبو-(اگر شامي در كار بود از اول شب مي آوردند)- كاري كه وقت آن گذشته و دير شده است

 

-بی دِنگ مِدِنگِد بی دِیرَه مِرِقصِد – (بدون آهنگ آواز مي خواند و بدون دايره مي رقصد)- بدون دليل و ابزار مشغول كارهاي مختلف است

 

-عروس تعريفي گوزوك از كار بِدَر ميَه- كسي كه زياد تعريفش را بكني آدم نامناسبي خواهد بود

 

-روزکه وزردی منشينه کهل وجلدی منشينه(روز كه به زردي غروب مي رسد آدم كاهل شروع به فعاليت مي كند) -آدم تنبل

 

-زِن هَمسَيَه زود  مِزَيَه، بِچِّه يْ هَمسَيَه زود از سِفَر ميَه - زن همسايه زود مي زايد، بچه ي همسايه زود از سفر بر مي گردد-احوال و اوضاع ديگران از ما بهتر است

 

-از كلوخ برقِ بِجَس-آدمي كه انتظار انجام هيچ كاري از او نيست

 

- بوم كه بِِفتي بومِندو وِم وَرِفتي- وقتي بام بيفتد نياز كاه گل كردن پشت بام نيست

 

- بوم كه بِِفتي بومِندو وِم وَرِفتي- وقتي بام بيفتد نياز كاه گل كردن پشت بام نيست