گناباد شناسی
*************((بسم الله الرحمن لارحیم))***********
اين فضيلت سرزمين ايران و زبان پارسي است که آن در ساختار تمدن جهاني نقش اساسي و
پايه اي گذار داشته و اين يک در بيابان افکار و انديشه هاي آدمي برخاستاري چنين فرزانه تمدني
يکه تاز بوده است و از ميان رويدادهاي گوناگوني و دشواري هاي فراگير در طول تاريخ, ايران زمين نتوانسته است با تامل در کار جهاني و ابزار عوطف انساني بسيار هوشيارنه خود را بيرون کشد و فرازهاي زندگي را به روشنايي هدايت غايد. ملتها که در زندگي و مرگ,در شکست و بيروزي و در شادي و در رنجش راز و رمزهاي بسيار نهاده شده که تصوير نهاييش شناخت و بيشرفت بسوي معرفت بوده و کنش و کارکرد او حرکت به طرف روشنايي. خراسان سرزميني است که ايران سوخته در اتش و در ادوار گوناگون تاريخي جان داده و مي دهد, تمدن سالخورده و کهني را که در خود دارد با شگفتيهاي بسيار به شکل نوين هستي ميبخشد و سرود زندگي را با نيروي شکيبا در زمان اغاز ميکند و راه رسيدن به انسان بودن و در سايه هماي اراميدن را به روي ارمي ميگشايد. خراسان سرزميني است گسترده در پهنه اي فلات ايران با شهرهاي و دهکده هاي کوچک و بزرگ که جايگاه اغاز ساختن و پرداختن زندگي و تمدن بشري بوده است و بدون ترديد نه تنها در افرينش هاي تمدن ايران زمين بلکه در ساختارهاي گوناگون جامعه انساني نقش راستين را داشته و بدين جهت است که بسياري خراسان را سرزمين مقدس جامعه انساني به حساب اورده و شناخت و اشنايي با انچه در تاريخ زندگي انسان بر اي محيط گذشته است تغييرات و تحولاتي که در اين کانون در طول قرنها به وقوع پيوسته خود حرکت انسان به سوي انسان شدن را نمايان ميسازد وپيوسته بر اين مسير دشوار انسان بودن حرکت خود را ادامه و بازگويي مي نمايد چه مشکلاتي در راه بوده تا روشنايي را تجديد حيات بخشد و بدين جهت گذشته خراسان چراغي است فرا راه اينده بشري. انچه بر ديدگان مي نشيند پژوهشي است بر مبناي تاريخچه جغرافياي پارهاي از اين سرزمين افسانه اي که خود با رازهاي بسياري همراه است. در پايان ياداور ميشويم به دليل گستردگي موضوعات مبحث جغرافياي تاريخي و محدوديت زماني و طور ديگر متاسفانه نتوانستيم انطور که شاسته و لازم است حق مطلب را ادا کنيم و مسلما مطالب نگاشته شده در اين وبلاگ در خور شان فرهنگ و تمدن والاي گناباد نمي باشد و در بردارنده نقاط ضعف و کاستي فراواني است.
وضعيت طبيعي گناباد
گناباد از جمله شهرهاي کهن و بسيار قديمي ايران است که قدمت ان به چند هزار سال قبل مي رسد با نگرشي به منابع تاريخ و جغرافياي کشورمان در مي يابيم که اين شهر را طي دورانهاي تاريخ به نام هاي گوناگون ناميده اند که برخي از انها خود لفظ نشان دهنده قدمي بودن ميباشد. در اين قسمت به برخي از اسامي گوناگون و تعابير مختلفي که در جهت تعريف و شناساندن گناباد در مراجع و فرهنگ هاي مورد مطالعه وجود دارد اشاره ميشود. در برخي از منابع امده است که قهستان(قوهستان) ناحيه اي از خراسان در بيابانهاي فارس است و شهري بدين نام وجود ندارد و قصبه (مرکز) آن قاين و شهرهاي ان گناباد و طبسين است که ... در شاهنامه فردوسي نيز به لفظ ( گنابد) آمده است انجا که مي گويد:
((يکي سوي گنابد برفت يکي سوي زيبد خراميد تفت ))
همچنين يکي از دانشمندان در حدود نيمه دوم قرن چهارم هجري در ذکر قهستان قند کرمي شود که قهستان از جمله خراسان است و بر سر حد بيابان فارس و کرمان وبدانجا هيچ شهر نيست بدين نام و اين ولايت است. شهرهاي ان قاين و جنابر و تون,خورخوسف,طبس کريت و طبس مسينان ميباشد... و جنابز بزرگتراز خوراسان و بنامي ايشان از گل و آنرا ريها و روستا , آب ايشان از کاريز و آنرا حصار و قهدز خراب است.
طول و عرض جغرافياي گناباد
يکي از بزرگان مي نويسد به جنابز در تلفظ گناباد گويند, طولش صح و عرض ان دوم و از قصبات قهستان ميباشد. بسيت و دو و پنجاه مزرعه دارد و به خواف نزديک است. شهر کوچکي است که پدر گودرز ساخته است. البته با توجه به حروف ابجد حروف صح برابر 98 يعني طول ان 98 درجه و حروف دوم برابر 4/34 يعني عرض ان حدود 35 درجه و 40 دقيقه است و حال انکه ب اساس آخرين محاسبات طول جغرافياي شرقي 58 درجه و 41 دقيقه و عرض جغرافيايي ان 34 درجه و 21 دقيقه است البته اين محاسبات مربوط به جويمند مي باشد اين اعداد در برخي از منابع کمي با هم متفاوت هستند. اما دليل اينکه در اين محاسبات طول جغرافيايي را 98 درجه اعلام مي کنند اين بوده است که اختلاف ذکر شده بر حسب اختلاف مقدمين و متاخرين در مبدا ان مي باشد. زيرا متقدمين مبدا طول را بنام جزاير خامدات گرفته اند که ميگويند امروز در اب فرو رفته و معاصرين مبدا را گرينويچ ميگيرند و اختلاف در ذکر عرض هم خيلي مختصر است. در گناباد طويل ترين روزهاي سال در حدود 14 ساعت و 20 دقيقه است. و گناباد طبق تقسيمات اهل هيئت قديم از اقليم چهارم است, ابتداي اقليم چهارم جايي است که طول ايام ان چهارده ساعت و ربع ساعت مي باشد. ارتفاع گناباد از سطح دريا 1100 متر است و در همين مورد در گزارش جهاد سازندگي گناباد امده است که بلندترين ارتفاع در حوالي روستاي خوانيک به ارتفاع 2813 متر و پست ترين نقطه در اطراف مرند يز به ارتفاع 836 متر از سطح دريا ميباشد.
گناباد در آخرين تقسيمات منطقه اي
گناباد طبق اخرين تقسيم بندي شامل 2 بخش است بجستان و مرکزي است و تعداد دهستانهاي ان بر اساس مصوبه 10/4/66 هيئت وزيران 5 دهستان بر طبق جدول ذيل ميباشد:
دهستان | مرکز | شهرستان | وسعت تقريبي | تعداد آباديها |
جزين | زين اباد | گناباد | 848 کيلومتر | 168 |
يونسي | يونسي | گناباد | 2880کيلومتر | 59 |
پس کلوت | بيمرغ | گناباد | 1864 کيلومتر | 113 |
حومه | بيلوند | گناباد | 1508 کيلومتر | 80 |
زيبد | زيبد | گناباد | 491 کيلومتر | 112 |
تعداد اباديهاي داري سکنه شهرستان بر حسب بخش به شرح ذيل ميباشد:
شهرستان گناباد مجموعا 217 ابادي دارد که از تعداد در بجستان 73 ابادي و در بخش مرکزي 144 ابادي داراي سکنه ميباشد. طبق جدول منتشره در سال 69 در روزنامه رسمي صبح 5 شنبه دهم ابن ماه 1369 گناباد شامل دو بخش بجستان و مرکزي و مرکزيت گناباد مي باشد که بخش بجستان شامل دهستانهاي بجستان جزين و يونسي شامل پس کلوت ,حومه , زيبد و کاخک است.
وضعيت آب و هوايي
خراسان جنوبي به علت دوري از ابهاي ازاد محدود شدن در خشکي ها و همچنين عدم نفوذ توده هوايي مرطوب و وجود بادهاي گرم و سوزان از اقليم خشکي برخوردار است و عوامل مهم در تعيين وضعيت اقليمي شهرستان گناباد , وجود ارتفاعات در نواحي شرقي جنوب و جنوب شرقي وجود کوير نمک در شمال و غرب شهرستان و بادهاي شرقي که بيشترهمراه شن وخاک است., که هر کدام به نوبه خود در چگونگي و شکل گيري اقليم اين شهرستان موثر واقع ميشوند. منوسط درجه حرارت در ايستگاه گناباد 2/16 سانتي گراد مي باشد. طي همين دوره ها سردترين ماه ژانويه با 3/3 درجه و حداکثر ان در ماه ژوئيه با 5/27 درجه سانتي گراد گزارش شده است. تفاوت گرم ترين و سردترين ماه در گناباد 2/24 درجه است که حاکي
از يک اختلاف نسبتا زياد درجه حرارت در فصول گرم و سرد مي باشد. ارقام اعلام شده ميانگين بدست امده را نشان ميدهد و در منطقه گناباد شاهد روزهاي بسيار سردتر و گرم تر نيز هستيم. مقدار ساليانه بارندگي در گناباد خيلي کم و بواسطه دوري از دريا هوا ان خشک است. هواي گناباد از مشهد و تربت حيدريه گرم تر ولي از طبس سردتر ميباشد و حداکثر درجه حرارت ان در تابستان غالبا 38 و حداقل درجه حرارت در زمستان بطور معمول غالب 8 تا 10درجه زير صفر ميباشد و زيادتر از انهم تا پانزده درجه گاهي ميرسد ولي خيلي نادر است چنانکه در تابستان به ندرت تا 2/44 درجه بالاي صفر است.حرارت ساليانه 24 درجه و مقدار متوسط باران سالانه 155 ميلي متر و مقدار متوسط رطوبت بين 58 الي 83 درصد در مواقع مختلف روز است. بادهاي محلي گناباد شامل:باد نيشابور , فرح باد , باد قبله , باد کلفور , بادراست,باد ميزان و تف باد است.
موقعيت وسعت حدود در فواصل
شهرستان گناباد در مرکز خراسان و در شهرستان هاي تربت حيدريه و کاشمر در شمال و ثرق و شهرستان هاي بيرجند و فردوس و در جنوب و مغرب ان قرار گرفته است و از طرف شرق به شهرستان خواف محدود است. اين شهرستان در بين شهرستانهاي جنوبي خراسان با 9715 کيلومتر مربع مساحت کم وسعت ترين شهرستان ميباشد که وسعت ان يک سي ودوم مساحت خراسان است برخي از محققين بر اين عقيده اند که منطقه گناباد در حاشيه کوير مرکزي ايران قرار گرفته و قسمتي از جزيزه تور مي باشد . بشر اوليه در حاشيه کوير مسکن داشته وداراي تمدني بوده که پس از تکامل به ساير نقاط انتقال يافته است.
پوشش گياهي
بطور کلي پوشش گياهي در هر منطقه بسته به نوع آب و هوا مقدار ريزش نزولات آسمان و فصل ريزش آن ناحيه است و چون گناباد در منطقه بياباني و حاشيه کوير واقع شده است بنابراين پوشش گياهي آن نيز بياباني خواهد بود در رويش گياه در بيابان اصولا با شرايط دشواري روبرو است. از جمله دلايلي که براي اين مسئله مي توان ارائه داد: الف_ عدم وسعت زمينهاي مناسب با ضخامت کافي . ب_ گسترش ماسه زارها, شنزارها و نمکزارها در بيابان. ج_وجود اختلاف زياد درجه هوا. د_باران کم و نامنظم که مقدار آن کمتر از 150 ميليمتر در سال است. ه_ تبخير فراوان که همه اين عوامل در بيابانها از ايجاد يک پوشش گياهي متراکم جلوگيري ميکند. در بيابان تنها گياهاني مي توانند رشد کنند که در مقابل خشکي و گرماي هوا وجنس نا مساعد خاک مقاومت داشته باشند مانند تاغ و امثال آن. در بيابان ها فاصه گياهان از يکديگر زياد و منظره عمومي زمين به طور کلي برهنه و خشک است.
انواع پوشش گياهي در گناباد
گياهان مرتعي: عبارتند از" تاغ ,درمنه, چرخک, اسپند , شور,اسفناج,قيچ,خار شتر و اويشن کوهي.... "
گياهان دارويي: مانند آويشن,اسطو قدوس, اسفرزه,بارهنگ, ترنجبين و...
گياهان رنگي و صنعتي: اسپرگ,روناس, زعفران, کاجيره وکتيرا و...
گياهان خوراکي:ريواس,کنگر,برغست,سماق,درغونک,گل سفيک,سلم و...
گياهان سوختني:قيچ,تاغ,کافيلو,سوف,هزارتيشه و...
درختان مثمر و غير مثمر:مثمر: مانند درختان ميوه سيب گلابي انگور و... غير مثمر:مانند چنار,سپيدار,سرو, کاج,زبان گنجشک,نارون و... وسعت شهرستان گناباد حدود 97000هکتار ميباشد.
کوه ها, رودها و راه ها در گناباد
کوهها: از کوهها و ارتفاعات مهم گناابد در برخي منابع سخن به ميان آمده که اين نشانده هنده اهميت و سابقه تاريخي آن شهر و ارتفاعاتش مي باشد از جمله نوشته اند که (( کوه گنابد و زيبد دو کوه است ولايت قهستان در برابر هم و فردوسي ميگويد:
بکوه گنابد کني کار زار دگر سوي زيبد بر اري کار
سياحي در سفرنامه خود مي نويسد:کوهاي مجاور گناباد سه گدار دارد يکي موسوم به گدار درخت بنه است و به کاخک منتهي ميشود و ديگري گدار سليماني است که سر بر است و سهل العبور تر مي باشد و سحي گدار عباس اباد است که به خواف مي رود. من بر فراز هر سه گدار رفتم تا آنها را مشاهده کنم.
رودها:در منطقه گناباد رود زيادي جريان ندارد بلکه بسيار محدود و کم اب مي باشد و در ابتداي خاک گناباد در طرف غربي به شمال غربي کال شور واقع است. فاظلاب جنگل و برگز بدان ريخته و به طرف سبزوار رفته و در نهايت به کوير نمک مي ريزد و عمق ان در حدود 4 تا 5 متر و آب آن قابل شرب و زراعت نيست و فقط براي تهيه نمک از ان استفاده مي شود,طول ان در حدود 150 کيلومتر است. در فرهنگها نيز بسشتر از همين رو به عنوان مهمترين رود گناباد سخن رفته است و امده که "رودخانه مهم گناباد کالشور است که از کوه سرخ کاشمر سرچشمه گرفته و به طول 150 کيلو متر به کوير نمک مي ريزد" پژوهشگري مي نويسد: تنها رو دخانه دائمي و قابل اهميت اين شهرستان کال شور است که ابتدا به آن کال دوغ هم مي گفتند از ارتفاعات خاوري اين شهرستان سرچشمه گرفته و پس از جريان يافتن به سمت شمال باختري به همراه دو رودخانه مهم ديگر بنام کال سالار و کال شصت دره تشکيل رود خانه واحدي را مي دهند که کال شور مي نامند سپس با ادامه جهت به طرف باختر در بخش بجستان به کوير نمک مي ريزد اين رودخانه پس از عبور از دهستان يونسي به کال شور شهرت دارد. ضمنا اين شهرستان داري تعداد زيادي روخانه هاي فصلي مي باشد که از اهميت زيادي بر خوردار نيستند. بنابر اعلام نظر گروهي,, در گناباد زماني درياچه بوده است که از بقاياي درياي تتيس ميباشد که اکنون ظاهرا خشکيده است ولي در بستر اين درياچه که بنام پشتينا قيد شده رودخانه با عمق زياد جريان داشته که پس از عبور از کوير مرکزي به درياچه حوض سلطان مي ريخته و علت خشکي درياچه نيز در همين اتباط بوده است. اين رودخانه فصلي را کال شور گويند اثار اين درياچه از شهر قديم پشن تا منطقه زير کوه قاين امتداد دارد.
(( مطالب فوق مورد تاييد همه متخصصين نميباشد))
راه ها: از قرائن و اثار و امارات باستاني که در اين شهر وجود دارد اينطور معلوم مي شود که گناابد با توجه به قدمت ان در مجاورت راههاي پر رفت امد و حتي شعبه اي از جاده ابريشم بوده است
خراي در اين زمينه مي نويسد در مرکز فلات ايران دو بيابان نمکزار نا مسکون است يکي دشت کوير و ديگري دشت لوت يکي از بازرگانان دشت کوير را از سوي شمال دور ميزند اين راه از دشتها پست بين النهرين از انجا که رودهاي دجله و فرات به يکديگر نزديک مي شوند يعني نزديک يک تيسفون باستاني يا بغداد کنوني اغاز مي شود و از کرمانشاه و همدان و تهران فعلي مي گذشت و انگاه از گوشه شمال کوير مي گذشت و در هرات يک اره به سوي شمال شرقي مي گرايدو... اين راهها نه تنها در ان زمان از نظر بازرگاني طرف توجه بودند بله از نظر نظامي و تهاجم نيز پر اهميت بودند. گناابد محل توقف يا عبور بسياري از سلاطين و امرا و فرمانده هان بزرگ بوده است در زمان کيخسر نبرد گاه لشگر او وقشون توران واقع شده و شايد خود کيخسرو هم از انجا عبور نموده است در دره هاي اسلامي نيز ننراي صفاري و سلطان محمد غزنوي و بعضي سلاطين سلاجقه و سلاطين ال تيمور و از صفويه تيز شاه عباس کبير پس از صفويه نادر شاه افشار از انراه عبور کرده. در گذشته ديگر امراي افشار نيز از جنابذ از طريق ترشيز و سبزوار به عراق مي رفتند.
عامل طبيعي زلزله در گناباد
گناباد با توجه به ساختار نوع زمين از ديدگاه زمين شناسي سرزمين زلزله خيز است وتاکنون ده ها بار زلزله عظيمي اين شهرستان را به شدت لرزانده و خسارت فراوان جاني و مالي به جا گذارده است. به طوريکه امده است ((گناباد يک منطقه زلزله خيز است و گذشته ان نشان مي دهد که معمولا در هر سيلک 10 ساله يک زلزله در اين شهرستان روي مي دهد ... در گناباد زلزله هاي مکرر روي داده و تنها بعد از اسلام 22 بار در اين منطقه زلزله شده است و حتي يکبار شهرستان گناباد طوري ويران شد که فقط يک طفل زنده ماند)) اعلام ارقام فوق تقريبي است منظور مولف از ذکر 22 زلزله احتمالا زلزله هاي ثبت شده در تاريخ مي باشد و ممکن است زلزله هاي بيشتري هم رخ داده باشد. اما جرئيات همه اين زلزله ها در تاريخ ضبط نشده و به سه مورد از مهمترين انان اشاره مي شود. زلزله نخستين در قرن هفتم هجري زلزله دوم که بسيار مهيب بود در سال نه هجري در زمان صفويه که خيلي از ابادي هاي گناباد در اثر ان از بين رفت بطوريکه در بين مردم مشهور است شهرستان گناباد در اثر اين زلزله خراب و در حقيقت نابود شد و حتي از بعضي شنيده که از زلزله در ش زمستان بوده در حاليکه همه مردم در خانه هاي خود اراميده بودند.شهر در اثر زلزله به کلي ويران شد گفته شده گذشته از زلزله شهريور ماه 1347 که خسارات زيادي بر ان وارد ساخت برخي از زلزله مهيب ديگري در دوره صفويه نيز ياد مي کنند پس از دو زلزله ذکر شده زلزله مهيب ديگري نيز اين سرزمين را به شدت لرزانده است که منجر به تلفات بسياري در گناباد مخصوصا کاخک و خضري و دشت بياض و فردوس و نواحي تابعه ان گرديده اين زلزله در ساعت 20/2 بعد از ظهر روز ششم جمادي ثاني 1388 ه.ق مطابق با نهم شهريور 1347 خورشيدي روي داده است.
نکته قابل توجه اين است که: با توجه به قدمت بسيار زياد گناباد وجود از اثار باستاني و ارزشمند در منطقه, هوشياري و برنامه ريزي دقيقتر مسولين ضروري به نظر مي رسد. زيرا تاکنون چنين بار در اثر زلزله صدمات جدي و جبران ناپذيري به اين ابنيه ازشمند و کهن وارد گرديده است. بنابراين اثار تاريخي گناباد بخاطر زلزله خيزي حفظت دقيقتري مي طلبد.
توابع گناباد
همانطور که در مبحث جغرافياي سياسي ذکر شده گناباد شامل دو بخش مرکزي و بجستان ميباشد.
شهرستان گناباد که نام سابقش ((جويمند )) بوده است مرکز سياسي شهرستان مي باشد اما در اين دو بخش که شامل هفت دهستان مي باشد سه شهر ديگر نيز وجود دارد. هر چند که موضوع اين وبلاگ جغرافياي تاريخي گناباد مي باشد اطلاعاتي در جهت اشنايي بيشتر با اين سه شهر يعني کاخ بيدخت بجستان ارائه مي گردد. (1) کاخک: کاخک يکي از بخش شهرستان گناباد است. همچنين کاخک نام شهري است به طول جغرافياي 58 درجه و39 دقيقه و عرض 34 درجه و9 دقيقه با ارتفاع 1600 متر از سطح دريا در دشتي معتدل و خشک در 24 کيلومتري جنوب گناباد واقع است.
(2) بيدخت:از توابع گناباد و دهستان پس کلوت قرار دارد و داري طول جغرفيايي 58 درجه و45 و عرض 34 درجه و 21 دقيقه است و ارتفاع آن از سطح دريا 1090 متر است قدمت بيدخت تقريبا برابر با قدمت گناباد است که آثار باقيمانده تاريخي بر اين موضوع دلالت مي کند کلمه بيدخت از نظر لغوي خود نشاندهنده اي قدمت ديرين آن است
(3) بجستان: بجستان يکي ديگر از بخشهاي شهرستان گناباد است که مرکز ان بجستان ناميده مي شود و در 51 کيلومتر شمال غرب شهرستان گناباد واقع گرديده است. طول جغرافيايي آن 58 درجه 10 دقيقه و عرض آن 34 درجه و 31 دقيقه و ارتفاع آن از سطح دريا 1250 متر مي باشد. قدمت بجستان به اندازه قدمت گناباد است و احتمالا به دوره همخامنشي ميرسد.
جمعيت و ترکيبات آن در گناباد
1_ جمعيت :تر کيبات عوامل طبيعي و تاثير آنها بر يکديگر باعث پيدايش انواع محيط جرافيايي در جهان شده را انسان ها بيشتر در مناطقي به سر مي برند که هواي مساعد آب کافي زمين هموار و خاک قابل کشت داشته باشد. در گناباد مراکز عمده سکونت در مسير قناتها و سفره هاي آب زيرزميني و چشمه هاي پاي کوهي واقع شده اند تا قبل از سرشماري عمومي سال 1335 آمار دقيقي از جمعيت شهرها و روستا هاي کشور وجود نداشت و سرشماري پراکنده و غير متمرکزي هم عمل آمده بود که از دقت و وسعت کافي برخوردار نبود. قديمي ترين آمار جمعيت که با دقت بيشتري نسبت به موارد مشابه تنظيم شده است متعلق به ستاد ارتش در سال 1329 مي باشد که در کتاب فرهنگ جغرافياي ايران تنظيم شده است. امار جمعيت گناباد در ان تاريخ 87341 نفر از مجموع 100آبادي بوده است وبر اساس اماري که در اداره آمار گناباد در سال 1339 جمعا 73421 نفر ثبت شده که جمعيت مرکز گناباد و قصبه شهر 7570نفر بوده است. شهرستان گناباد در زلزله 1347 بيش از ساير نقاط خراسان صدمه و خسارت ديد شهرستان گناباد در سرشماري ابانماه 1345 داراي 59850 نفر جمعيت بوده و تراکم جمعيت در اين شهرستان 612 نفر در کيلومتر مربع گزارش شده است و از کل جمعيت گناباد 4/13 درصد شهر نشين 4/86 درصد روستانشين بوده اند و در مقابل هر صد نفر زن 9715 نفر مرد وجود داشته است. آماري که اداره مبارزه با مالاريا در سال 1343 نموده به اين صورت است: که مجموع قصبات و مزارع گناباد 423 و مشتمل بر 12235 خانوار و 61174 نفر است. طبق اخرين سرشماري عمومي کشور در مهر 1370 جمعيت شهرستان گناباد 101726 نفر است که از اين تعداد 43089 نفر در نقاط شهري و 58337 نفر در نقاط روستائي ساکن مي باشند.
(2) قوميت: مردم منطقه گناباد از نژاد اريائي هستند و چون گناباد مدت زيادي در تصرف بيگانگان نبوده ساختار قومي و نژادي بکر و دست نخورده باقي مانده است. در اين مورد نوشته اند:خراسانيان که بکار کشاورزي و دامپروري مي پرداختند در برابر يورش بيابان گردان خود را در داخل برج قرار داده و دور تا دور آنها را کندک يا خندقي ميکنند و اين مجموعه دفاعي در بسيار از موارد انها را در برابر هجوم بيگانگان حفظ ميکرد. چنانچه که ريچاردن فراي مينويسد: اگر انساني حيرت کند که چگونه ترکان اسيايي ميانه از راه ايران به اناتولي مهجرت کردند و بدون اينکه ماهيتي ترک به خراسان تحميل کنند ممکن است تصور کنيم که ايرانيان واحه نشين دروازه هاي خود را بستند و از پشت ديوارهاي کلفت خود به بيابانگردان گفتند که حرکت خود بسوي غرب ادامه دهند و بجستان يکي از اين واحه ها بود.
منابع آب در گناباد
((والله خلق کل دابه من ماء)) (( خداوند هر جنبده را از آب آفريده))
به همان اندازه که آب در زندگي موجدات زنده ايفاگر نقش اصلي است در فرهنگ بشري نيز حضوري گسترده و طولاني دارد, در کلام خداوند حيات همه چيز از آب است. آب چنان مقام والايي دارد که به عنوان عرش الهي اورده شده است. در مسائل مربوط به کشاورزي نيز آب نقش حياتي و اساسي دارد, در گناباد به علت قلت بارندگي و در نتيجه فقير بودن سفرهاي ابهاي زيرزميني سطحي و عدم وجود رودخانه دائمي کشاورزي گسترش چنداني ندارد و محصولات کشاورزي از نظر کميت نميتواند احتياجات منطقه را تامين نمايد. لازم است متذکر شويم سفره هاي آب زيرزميني غني نيز در گناباد وجود دارد اما فقط به کمک حفر قناتهايي بزرگ چون قنات قصبه بهره برداري از ان امکان پذيراست
شهرستان گناباد | چاه عميق | نيمه عميق | چشمه دائمي | رودخانه فصلي | قنات |
دهستان حومه | 42 | 77 | 12 | 4 | 43 |
دهستان پسکلوت | 31 | 38 | 12 | 10 | 75 |
دهستان زيبد | 1 | 0 | 13 | 10 | 114 |
کاخک | 1 | 2 | 30 | 4 | 164 |
بجستان | 3 | 3 | 35 | 6 | 221 |
دهستان جزين | 2 | 0 | 18 | 1 | 105 |
دهستان يونسي | 24 | 104 | 0 | 1 | 15 |
تعداد چاهاي عميق
و نيمه عميق چشمه و قنات در مناطق مختلف گناباد به قرار زير است. در حال حاضر 470 قنات 43 چشمه 82 حلقه چاه عميق و114 چاه نيمه عميق با ميزان آب دهي 000/776/151 متر مکعب آب مصرفي گناباد را تامين مي کند.
که جدول تفکيکي آن در زير ارائه شده است.
کشت زعفران در گناباد
زعفران که به زبان لاتينCRATUS_SATIVYS ناميده مي شود خاستگاه آن در خاور ميانه هدوستان و چين بوده است, زغفران از خانواده زنبقيان است اين گياه را به خاطر کلائه گلهايش پرورش مي دهند کلائه اين گياه به رنگ نارنجي سير است و پس از خشک شدن در رنگرزي و طب و نيز به عنوان چاشني براي معطر کردن مرد استفاده قرار مي گيرد.کشت زعفران اواخر شهريور و اوايل مهرماه مي باشد زمان برداشت 10 تا 15 روز بعد از اولين ابياري در حدود ماه ابان با پيداش اولبين گل شروع مي شود. گناباد بعد از تربت حيدريه رتبه اول را در کشت زعفران دارد. خراسان رضوي 5/75 ئرصد از زعفران ايران را تشکيل مي دهد.((و سلام))
از اين که مطالب کافي و جامع نبود عذر خواهم هر چه در توان داشتم رو نمودم
با عرض پوزش
پايان