آثار باستانی قبل اسلام گناباد

ديزق: به گفته مردمان قديم گناباد ديزق شهري بوده كه در 5 كيلومتري غرب گناباد در محلي كه قنات ديزق از آن جا مي گذرد و اقع بوده و بر اثر زلزله اي شديد ويران شده و خرابه هاي آن به مرور زمان و طوفان شن به زير خاك رفته است .

 

 

شهر پشن: شهري باستاني مربوط به هزاره ي سوم قبل از ميلاد در 40كيلومتري شرق گناباد . خرابه هاي اين شهر در اطراف تپه اي قرار گرفته و خود تپه نيز داراي آثار تاريخي است. تحقيقات و كاوش هاي اندكي در گذشته در آن جا انجام گرفته تعدادي سكه ي نقره و سفال هاي رنگي  در آن جا بدست آمده است ولي تحقيقات ادامه نيافته است و ناشناخته باقي مانده است.

 

 

شهر غور : شهري تاريخي كه خرابه هاي آن در 10 كيلومتري گناباد واقع است و اين شهر در زير خاك مدفون است . بر اثر طوفان هاي شن در قديم مردم آن جا كوچ كرده اند و آثار آن هم به زير خاك رفته است و يك اثر ناشناخته باقي مانده است.

 

 

قلعه ي دختر : يكي از آثار تاريخي گناباد است كه در بالاي كوهي ساخته شده است و آثار آن به طور كامل وجود دارد و مكاني ديدني و جالبي  است . (در15 كيلومتري گناباد است)

گناباد نامه

مختصري از تاريخ گناباد

گناباد از شهرهاي قديمي شيعه نشين ايران است. اين شهرستان در استان خراسان رضوي و در فاصله ي 270كيلومتري مركز استان قرار دارد. گناباد را شهرخورشيد يا خورشيد آباد گفته اند چون كلمه گن به معني خورشيد است بعضي گنابادرا گيو آباد مي گويند همانطور كه فردوسي در شاهنامه نام گيو را كه يكي از قهرمانان است آورده.وبرخي گويندگون آباد بوده (گون به معني گياهي كه از آن كتيرا مي گيرند ) برخي جن آباد به خاطرقنات هايي كه عمق آن ها از سيصد متر تجاوز مي كند و قبلا گن آباد بوده بخاطردر هشتصدسال پيش ناصرخسرو از گناباد و قنات هايي كه چهار فرسنگ طول و عمق آن ششصدگز مي باشد سخن گفته است گروهي اين شهر را به خاطر وجود خانه هايي با سقف هاي گنبدي شكل زياد گنبد آباد ناميده اند.در گناباد انواع آب هوا ديده مي شود قسمت هاي جنوب كوهستاني و سردسير و ييلاقي است قسمت شمالي بيابان و شن زار و كوير است قسمت مركزي جلگه است. از نظر زباني گويش مردم فارسي دري خراساني است  و گويش هاي محلي مختلف در آن وجود داردكه جزء خالص ترين گويش هاي فارسي به شمار مي رود. نژاد مردم آريايي و گونه هاي نژادي مختلفي هم وجود دارد كه برخي از آن ها از شهرهاي جنوبي و برخي در دوره هاي قديم از هند مهاجرت كرده اند. همه از نظر دين و مذهب شيعه ي دوازده امامي و مردمي غيور و متدين و پرتلاش وفعال خونگرم ومهربان و اهل تحصيل علم و دانشند.

ديدني‌ها و آثار تاريخي گناباد

موزه ي مردم شناسي :در قصبه شهركه محل مدرسه  تاريخي نجوميه مي باشد و از آثار ارزشمند تاريخي مي باشد.

موزه ي باستان شناسي گناباد : در محل مسجد جامع گناباد در قصبه شهر

مسجد جامع سرتراز: ساختمان  قديم آن مربوط به دوره تيموريان  است.

مسجد جامع گناباد: مسجد جامع گناباد بر طبق كتيبه كوفي آن در سال 609 هجري ساخته شده است و به لحاظ دارابودن كتيبه و آجركاري‌هاي ظريف و ساختمان محراب داراي اهميت بسياري است.

 مسجد جامع قديم جويمند
اين مسجد در زمان شاه صفي (1038-1052) در سال 1040 هجري توسط شاه حسين منجم باشي و به سعي خواجه محمد قاسم محولاتي ساخته شده است.

مسجد امام رضا(ع) در بالاي ده خيابان غفاري.

مسجد قدمگاه و مسجد بالا ی قصبه  شهر

حسينيه گناباد :در ميدان امام قرار دارد و يك آب انبار تاريخي كه اكنون تبديل به موزه آب شده در كنار آن است.مربوط به دوران صفوي است در دوره قاجار بازسازي گرديد.::

مسجد جامع كاخك : اين مسجد در سال 961 به دستور شاهزاده سلطانم خواهر شاه طهماسب اول صفوي بنا شده و در سال 1070 گچ‌بري و تزيينات آن پايان يافته است.
مسجد جامع بيدخت: ساختمان اوليه اين مسجد مربوط به اواخر قرن دوازدهم هجري است و گچ‌بري و تعمير آن در سال 1204 اتمام يافته است.

حوض ميرزا هاشم: نام چندين آب انبار است كه توسط ميرزا هاشم در گناباد ساخته شده بزرگترين آن در مند است و يكي ديگر در خيابان سعدي جز آثار ثبت شده است.

قنات قصبه : بزرگترين قنات دنيا  آبي فراوان دارد جز آثار ملي و تاريخي است .

قنات علي آباد : از قنات هاي قديمي ايران است  منطقه ي وسيعي را آبياري مي كند.
امام زاده احمد (مزار بيمرغ):اين امام زاده در روستاي بيمرغ در 35 كيلومتري شمال شرق گناباد واقع است و منسوب به احمدبن‌ موسي بن جعفر(ع) مي‌باشد.

امامزاده يحيي :در كمر زيارت در 40 كيلومتري گناباد  ودر كنار شهر باستاني جيج مي باشد.
 امام زاده سيد محمد عابد: اين بنا در سال 960 هجري قمري در زمان حكومت شاه طهماسب صفوي ساخته شده است. سيد محمد عابد برادر امام رضا(ع) است

آبشار ومنطقه ی ییلاقی کاخک: منطقه ی گردشگری و بسیار زیبا است.
غار بيمرغ: اين غار در نزديكي روستاي بيمرغ در 35كيلومتري گناباد قرار دارد.

غار سنو :در روستاي تاريخي سنو در بیست کیلومتری شهرستان.

مقبره آقاسيد ابراهيم : در خيابان سعدي و كنار رودخانه واقع است .

مقبره داوود الذاكرين : در مسجد جامع قديم جويمند.

پيركله : واقع در مند  مقبره ي يكي از عرفا ست ساختمان آن باز سازي شده است.

پير كله : واقع در نوغاب  كه مزار يكي از عارفان است

دارالشفا دلويي: مربوط به دوران قاجار يا بنا بر نقلي به دوره صفوي است.قدمگاه حضرت علي (ع)مي باشد.

مدرسه قديمي : قديمي ترين مدرسه به شكل نوين در گناباد بوده آثار اين مدرسه در خيابان ناصرخسرو است.

قلعه دختر شوراب از زمان ساسانیان
قبر پيران ويسه : در روستای ییلاقی و زیبای در صوفه

آتشكده‌ دوره ي هخامنشيان

شهربيدخت

تپه اروك در 45 كيلومتري مشرق گناباد (مربوط به قبل از اسلام)،

 مسجد جامع قوژد در 4 كيلومتري گناباد (دوره قاجاريه)

ارگ عمراني در 20 كيلومتري شمال گناباد از دو ره صفوي، مسجد و  رباط عمراني (دوره قاجاريه)

 دژ و برج اروك دوره ي پارت و ساساني

 قلعه فرود:در روستاي ييلاقي و زيباي تك ميدو در سي كيلومتري  گناباد

قلعه زيبد،: در روستاي زيبد

شهر باستاني پشن در 40 كيلومتري شمال شرقي گناباد

خرابه‌هاي شهر غور در 10 كيلومتري شمال گناباد را مي‌توان نام برد.

يخدان روستاي كوثر گناباد به ارتفاع 15 متر و عمق 5 متر با مصالح آجر و گل از دوره قاجاريه به جاي مانده است كه زير نظر ميراث فرهنگي و از ديدني‌هاي منطقه مي‌باشد.

آب انبار روستاي قنبر آباد ،

ديدني هاي روستاي تاريخي رياب در دو كيلومتري گناباد كه يك مجموعه تاريخي است.

بقعه ی ابومنصور ریابی از وزرای دوره ی سلاجقه در ریاب

بادگير ها و خانه هاي گلي و ساباط ها ي تاريخي سرتراز

روستاي قديمي بيلند وخانه بهلول گنابادي

آرامگاه بهلول گنابادي در ورودي گناباد از مشهد

خانه ي  شريعت  در خيابان غفاري -باغ شريعت در خيابان غفاري

خانه ي خانيكي در مركز گناباد

نخل گناباد در محل مسجد چهارده معصوم(ع)

گدام از آثار دوره ی انگلیسیها

مسجد حاج عبدالله در نوغاب وحمام خاتم

محوطه ي تاريخي و قلعه باستاني در گيسور

آرامگاه جغتين گيسور: اين بنا در قريه گيسور در 60كيلومتري شمال شرقي گناباد واقع است.

قلعه ي قديمي گيسور و دروازه و برج ها و باروهاي آن

روستاي روشناوند و خانه هاي قديمي  و معماري  ايراني آن محل

محوطه ي تاريخي شهر باستاني گوركي در روشناوند

امام زاده  و منطقه ي ييلاقي و زيباي روستاي خانيك

امام زاده ي روستاي ديسفان و و طبيعت زيباي آن

  امام زاده ي روستاي  مهياباد  در نزديكي كاخك

امام زاده ي جعفرآباد در نزديكي بيدخت

مسجد و برج تاريخي سمويي  در نزديكي روستاهاي دلويي و خيبري

باغ ملي در مركز شهر

پارك آبي شهر كه در مسير قنات قصبه قرار دارد.

پارك قوري در انتهاي خيابان حافظ

پارك جنگلي قوژد...

روستاها و آبشار هاي دامنه رشته كوه كاخك وزيبد

سد كاخك سد زيبد سد كلات در ايام بهار چشم انداز هاي زيبا يي دارد.

 

مسجد امام صادق(سرتراز)

شو چله

میلاد خورشید شب چله(شوچِلَّه)،یلدا(، (چِرَغو)

مراسم شب یلدا از ایران به اروپا راه یافت. اروپایی ها بعد از مسیحی شدن جشن یلدا را رها نکردند و در همان نخستین سده ی پیروی از مسیحیت ، به دستور رییس كلیسا، مراسم میلاد مسیح، كریسمس را 25 دسامبر قرار دادند كه چهار روز و در سال های كبیسه سه روز بیشتر از یلدا فاصله ندارد و مفهوم هر دو واژه هم یكی است. از آن پس این دو میلاد تقریباً باهم برگزار می شده اند.هیچ کتابی تا 150 سال بعد از مسیح به تولد او اشاره نکرده است آن ها از تاریخ تولد مسیح اطلاعی ندارند. تولد مسیح مشخص نیست و آن را قرار داد کرده اند.

 

آراستن سرو و كاج در كریسمس هم از ایران باستان گرفته شده زیرا ایرانیان به این دو درخت مخصوصاً سرو به چشم مظهر مقاومت در برابر تاریكی و سرما می نگریستند و در خور روز؛ در برابر سرو می ایستادند و عهد می كردند كه تا سال بعد یك نهال سرو دیگر بکارند.

 

 

مردم ایران روز پس از شب یلدا (یكم دی ماه) را خور روز و دی گان؛ می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بوده. در این روز به این لحاظ از كار دست می كشیدند كه نمی خواستند احیاناً مرتكب بدی كردن شوند كه میترا، انجام هر كار بد كوچك را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می شمرد.

 

 

زبان شناس بزرگ آلمان كه گرامر تطبیقی زبان های آریایی را نوشته است كه زبان پارسی از جمله ی این زبان ها است نظر داده كه «دی» به معنای روز، به این دلیل بر این ماه ایرانی گذارده شده كه ماه تولد دوباره خورشید است.فردوسی در شاهنامه یلدا و خور روز، را به هوشنگ از شاهان پیشدادی ایران (كیانیان كه از سیستان پارس برخاسته بودند) نسبت داده و در این زمینه از جمله گفته است:

كه ما را ز دین بهی ننگ نیست         به گیتی، به از دین هوشنگ نیست

همه راه داد است و آیین مهر            نظر كردن اندر شمار سپهر

 

 

خور روز (دی گان)- یكم دی ماه- در ایران باستان در عین حال روز برابری انسان ها بود. در این روز همگان از جمله شاه لباس ساده می پوشیدند تا یكسان به نظر آیند و كسی حق دستور دادن به دیگری را نداشت و كارها داوطلبانه انجام می گرفت، نه تحت امر. در این روز جنگ كردن و خونریزی، حتی كشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. این موضوع را نیروهای متخاصم ایرانیان می دانستند و در جبهه ها رعایت می كردند و خونریزی موقتاً قطع می شد و بسیار دیده شده كه همین قطع موقت جنگ، به صلح طولانی و صفا انجامیده بود.